قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

635

خلاصة التواريخ ( فارسى )

افصح المتأخرين مولانا عبدى جنابذى در تاريخ اين واقعهء هايله و قضيهء نازله اين‌چنين گفته « 1 » : گل گلزار حيدر كرار * خلف آل احمد ابراهيم بر فلك سود افسرش « 2 » كه نهاد * در مقام رضا سر تسليم وقت رفتن ازين سراى غرور * با دل مستقيم و طبع سليم گفت تاريخ سال قتل مرا * بنويسيد « 3 » كشته ابراهيم شاهزادهء سعيد شهيد را به فرمان شاه اسمعيل تجهيز و تكفين كرده ، در آستانهء و مزار مقدس امامزاده « 4 » حسين در جنب ساير شاهزاده‌ها دفن كردند . عليه رحمة واسعة « و ما الموت الا رحلة غير انها من المنزل الفانى الى المنزل الباقى » . و متعاقب چنان كه ذكر خواهد رفت ، شاه اسمعيل را به همان آداب و قاعدهء آن جماعت مقتول « 5 » بىگناه در جنب « 6 » ايشان دفن كردند . نظم « 7 » : به چشم خويش ديدم در گذرگاه * كه زد بر جان مورى مرغكى راه هنوز از صيد منقارش نپرداخت * كه مرغى ديگر آمد كار او ساخت چو بد كردى مباش ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت « 8 » را مكافات بيت « 9 » : بدى مكن كه درين كشت زار روز جزا * بداس دهر بدروى هر آنچه ميكارى « 10 » سن شريف آن حضرت سى و چهار سال ، ولادتش در اواخر « 11 » شهر ذى قعدهء سنهء ست و اربعين و تسعمائه اودئيل . از نواب ميرزايى صبيه گوهرشاد بيگم كه رابعهء زمان و « 12 » مريم « 13 » دوران است مانده « 14 » . اما فضايل و كمالات نواب « 15 » ميرزايى در هر فنى از فنون و آثار كمالات و استعداد وى در جزوى و « 16 » كلى هنرها « 17 » و صناعات دليلى « 18 » است بر آن كه [ 473 ] هر يك بهتر از فرزندان نامدار اوست « 19 » و در علوم عربيت و تركيب دانى و قواعد منطقى و مباحث كلامى به غايت ماهر بودند . نظم : « 20 » شاهنشه افاضل و « 21 » فرمان‌ده « 22 » ملوك * افراسياب حكمت و « 23 » نوشيروان علم پشت و پناه عالم و جان و جهان و شرع « 24 » * چشم و چراغ سنت و روح روان علم « 25 »

--> ( 1 ) - ن : نظم ( 2 ) - ن : امرا و ( 3 ) - م : بنويسند ( 4 ) - ن : شاهزاده ( 5 ) - ن : « مقتول » ندارد ( 6 ) - م : و در جنب ( 7 ) - ب ، م : ندارد . ن : بيت ( 8 ) - ب : بر آدم مكافات . ن : مكافات از مكافات ( 9 ) - م : ندارد ( 10 ) - ن : بيت را ندارد ( 11 ) - م : در آخر ( 12 ) - ن : و خلايق دوران است ( 13 ) - ب ، م : مردم ( 14 ) - ن : ماند ( 15 ) - ب ، ن : « نواب » ندارد ( 16 ) - م : « و » ندارد ( 17 ) - م : هنرهاى ( 18 ) - م ، ن : دليل ( 19 ) - م : است ( 20 ) - م : ندارد ( 21 ) - م : « و » ندارد ( 22 ) - ن : فرماندهى ( 23 ) - م : ندارد ( 24 ) - ب : پشت پناه عالم و جان و جهان شرع . م : پشت پناه عالم جان جهان شرع ( 25 ) - م : چشم چراغ سنت روح روان علم . ن : چشم و چراغ سنت روح روان علم